ساعتی از شب گذشته و سکوت سنگینی درون اتاقک زندان حکم فرماست ، هم سلولی های مرد جوان در خواب هستند ولی انگار خواب درچشمان این مرد جایی ندارد هر لحظه به عکس دو دختر کوچکش که بر روی دیوار کنار تختش زده است نگاهی می اندازد دلش به خنده ها و شیطنت های آنها تنگ شده و لحظه شماری می کند هر چه زود تر آنها را ببیند و در آغوششان بگیرد. مدتی است که فهمیده است خانواده اش به هر دری زده اند برای تهیه هزینه مهریه همسرش اما به در بسته برخورده اند و همسرش نیز از درخواست مهریه دست نمی کشد ... ۷ سال قبل علی با مدرک پنجم ابتدایی ، حرفه تعمیرات خودرو را می آموزد و سپس به صورت روزمزد در تعمیرکارهای خودرو مشغول به کار و کمک خرج خانواده اش می شود تا آنکه دل به دختر یکی از آشناییان می دهد که از نظر سنی ۳ سال از وی کوچکتر است ، مریم از اوضاع مالی نسبتا پایین این خانواده باخبر است ولی با دیدن معرفت و خوبی های این جوان، جواب مثبت به ...